منقض
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ نَ قَ ضّ) [ ع. ] (اِفا. ص.) ۱- سواری که بر دشمن هجوم آورد. ۲- بازی که از هوا بر شکار فرود آید. ۳- دیوار افتاده یا دیواری که نزدیک افتادن باشد. ۴- ستاره از هوا فرود آمده.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ نَ قَ ضّ) [ ع. ] (اِفا. ص.) ۱- سواری که بر دشمن هجوم آورد. ۲- بازی که از هوا بر شکار فرود آید. ۳- دیوار افتاده یا دیواری که نزدیک افتادن باشد. ۴- ستاره از هوا فرود آمده.