منها کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانتفریق کردن (متضاد: جمع کردن) کسر کردن، کاستن به حساب نیاوردنمترادفها و واژههای مرتبطتفریق کردن ≠ جمع کردنکسر کردن، کاستنبه حساب نیاوردنواژه قبلی: منهاواژه بعدی: منهدم