منهدم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ هَ دِ) [ ع. ] (اِفا.)از هم ریخته، ویران، خراب.مترادفها و واژههای مرتبطخراب، مخروب، ویرانمحو، نابود، نیست ≠ معمورواژه قبلی: منهجواژه بعدی: منهزم