منکر
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ کِ) [ ع. ] (اِفا.) انکارکننده، ردکننده.
(مُ کَ) [ ع. ] (اِمف. ص.) ۱- ناشناخته. ۲- کار ناشایست، زشت، ناپسند.
(مُ کَ) [ ع. ] (اِ.) نام فرشته پرسنده در قبر.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ کِ) [ ع. ] (اِفا.) انکارکننده، ردکننده.
(مُ کَ) [ ع. ] (اِمف. ص.) ۱- ناشناخته. ۲- کار ناشایست، زشت، ناپسند.
(مُ کَ) [ ع. ] (اِ.) نام فرشته پرسنده در قبر.