مهار کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
مطیع کردن، منقاد ساختن کنترل کردن، رام ساختن، زیر یوغ خود درآوردن، تحت سلطه خوددرآوردن، در اختیار گرفتن گرفتار ساختن، بازداشت کردن بستن زدن، نصب کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
مطیع کردن، منقاد ساختن کنترل کردن، رام ساختن، زیر یوغ خود درآوردن، تحت سلطه خوددرآوردن، در اختیار گرفتن گرفتار ساختن، بازداشت کردن بستن زدن، نصب کردن