واژه جو

مهال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مهال . [ م َ ](ع ص ) ترسناک : مکان مهال ؛ جای ترسناک و خوفناک . (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

مهال . [ م ُ ] (ع ص ) خاک و ریگ فروریخته . (ناظم الاطباء). فروریخته از خاک و ریگ و جز آن . (یادداشت مؤلف ). ◄ آرد فروریخته در انبان . (ناظم الاطباء).

معنی مهال | واژه جو