مهتابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهتابی . [ م َ ] (ص نسبی، اِ مرکب ) منسوب به تابش و پرتو ماه . (ناظم الاطباء). به رنگ مهتاب . بی رنگ . کم رنگ . ◄ چیزی به مهتاب رسیده چنانکه کتان مهتابی یعنی کتان مهتاب رسیده، ای کتان شق گردیده . ◄ رنگ شکسته . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). زرد کمرنگ شبیه به مهتاب . ◄ عمارتی کوچک که بر لب حوض برای سیر مهتاب سازند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ایوان در پیش اتاق یا اتاقها. جایی مسقف بی در در جلوخانه . بالکن . (یادداشت مؤلف ). ◄ نوعی معروف از آتشبازی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : در نظر آید مهتابی آتشبازم شب که بر یاد رخت آه کشم در مهتاب . سنجر کاشی (از آنندراج ).