مهجور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) دور افتاده، جدا افتاده.مترادفها و واژههای مرتبطجدا، جداافتاده، دور، دورافتاده، متروک، هجرانکشیدهواژه قبلی: مهجوواژه بعدی: مهجوری