واژه جو

مهدی شهرستانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مهدی شهرستانی . [ م َ ی ِ ش َ رِ ] (اِخ ) (میرزا...) فرزند حبیب اﷲ. شاعر و از ارکان دولت صفوی بود و به صدارت رسید و به سال ١٠٨١ هَ . ق . درگذشت . از اوست : تیغ از آن پیوسته دارد آن کمر را در میان می رسد آخر به جایی هرکه صاحب جوهر است . (از تذکره ٔ صبح گلشن ص ٤٧٩) (از تذکره ٔ نصرآبادی ص ١٧). و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.

معنی مهدی شهرستانی | واژه جو