مهرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهرانی . [ م ِ ] (اِخ ) از طوایف کرد. مهرانیه . رجوع به مهرانیه شود.
مهرانی . [ م ِ ] (اِخ ) ابوالقاسم . رجوع به ابوالقاسم مهرانی شود.
مهرانی . [ م ِ ] (ص نسبی ) قسمی از تراش و اندام قلم . (نوروزنامه ص ٩٤).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهرانی . [ م ِ ] (اِخ ) از طوایف کرد. مهرانیه . رجوع به مهرانیه شود.
مهرانی . [ م ِ ] (اِخ ) ابوالقاسم . رجوع به ابوالقاسم مهرانی شود.
مهرانی . [ م ِ ] (ص نسبی ) قسمی از تراش و اندام قلم . (نوروزنامه ص ٩٤).