مهرجرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهرجرد. [ م ِ ج ِ ] (اِخ ) از طسوج رودبار قم . (تاریخ قم ص ١١٦).
مهرجرد. [ م ِ ج ِ ] (اِخ ) دهی به حدود یزد: مهرنگار در کنار میبد دهی دیگر بساخت و آن را مهرجرد نام کرد یعنی مهرگرد. (تاریخ یزد).
مهرجرد. [ م ِ ج ِ ] (اِخ ) مهرگرد. از قنوات وقفی شهر تهران، در سمت شمال . مقدار آب آن دو سنگ و مسافت مادرچاه تا شهر حدود نیم فرسنگ است . (یادداشت مؤلف ).