مهرقان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهرقان . [ م ُ رُ / م َ رَ / م ُ رَ ] (ع اِ) دریا یا جای که آب روان گردددر وی . (منتهی الارب ). ساحل البحر. (اقرب الموارد).
مهرقان . [ م ُ رُ ] (اِخ ) شهری است به ساحل بحر بصره، معرب ماهی رویان . (منتهی الارب، ماده ٔ هَرق ). شهری به ساحل دریای بصره، معرب ماهی رویان . (فیروزآبادی ). معرب است و اصل آن ماهی رویان است . (از المعرب جوالیقی ). رجوع به ماهی رویان شود.
مهرقان . [ م َ رُ ] (اِخ ) یکی از قریه های ری . (از معجم البلدان ) (از الانساب سمعانی ).