مهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مهر. [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش داورزن شهرستان سبزوار. با ١١٠٩ تن سکنه . محصول آن پنبه و زیره است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
مهر. [ م ِ ] (اِخ ) نام آتشکده ای است : چو آذرگشسب و چو خراد و مهر فروزان به کردار گردان سپهر. فردوسی . رجوع به فهرست ولف بر شاهنامه شود.
مهر. [ م ِ ] (اِخ ) نام مردی که بر زنی ماه نام عاشق بوده و قصه ٔ ایشان مشهور است . (برهان ).