واژه جو

مهزولة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مهزولة. [ م َ ل َ ] (ع ص ) تأنیث مهزول . أرض مهزولة؛ زمین رقیق و تنک، مقابل ارض زکیة؛زمین برومند. (از اقرب الموارد) (یادداشت مؤلف ).

معنی مهزولة | واژه جو