واژه جو

مهل دادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مهل دادن . [ م ُ دَ ] (مص مرکب ) مهلت دادن . زمان دادن : بار دیگر چون شکستی توبه پاک دادمت مهل و نگشتم خشمناک . عطار (منطق الطیر ص ١٠٢).

معنی مهل دادن | واژه جو