مواج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ وّ) [ ع. ] (ص.) موج زننده، متلاطم، دارای موج.مترادفها و واژههای مرتبطپرموج، زخار، متموج، موجدار، موجزن ≠ آرامواژه قبلی: مواثیقواژه بعدی: مواجب