مواظب بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دقت کردن، توجه کردن، احتیاط کردن، محتاط بودن باآزمون وخطا جلو رفتن، آزمایش کردن پناه جستن
واژگان فارسی سره واژهدان
هشیار، بیمناک بودن، آگاه بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دقت کردن، توجه کردن، احتیاط کردن، محتاط بودن باآزمون وخطا جلو رفتن، آزمایش کردن پناه جستن
واژگان فارسی سره واژهدان
هشیار، بیمناک بودن، آگاه بودن