موافقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موافقی . [ م ُف ِ ] (حامص ) موافق بودن . سازگاری . سازواری . ◄ سازشکاری . ساختن با بدی و ناپاکی : چون در پسر موافقی و دلبری بود اندیشه نیست گر پدر از وی بری بود. سعدی (گلستان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موافقی . [ م ُف ِ ] (حامص ) موافق بودن . سازگاری . سازواری . ◄ سازشکاری . ساختن با بدی و ناپاکی : چون در پسر موافقی و دلبری بود اندیشه نیست گر پدر از وی بری بود. سعدی (گلستان ).