موافق
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مجاب، قانع، متقاعد، همراه، هوادار، مؤید، متفق یکزبان، یکسخن، همزبان، همعقیده، همرأی، متفقالرأی، متفقالقول، همدل، همداستان، همساز خرسند، موافق (راضی)
راضی، تأییدکننده، سازگار، اجازهدهنده آماده انجام، راغب، فروتن متقاعد، مجاب سیر، خرسند، راضی دارای نظر موافق، موافق