موحل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موحل . [ م َ ح َ ] (ع مص ) در گل افتادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). در وحل افتادن . (تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به وحل شود.
موحل . [ م َ ح ِ ] (ع اِ) جای گل تنک . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). جای وحل . گلناک . جای گلی . (از یادداشت مؤلف ). ◄ گلناکی . (منتهی الارب ).