مورب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ وَ رَّ) (ص.) گرفته شده از فارسی به معنای کج، خمیده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ وَ رَّ) (ص.) گرفته شده از فارسی به معنای کج، خمیده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مورب . [ م ُ وَرْ رَ ] (ص ) نعت مفعولی منحوت از «اریب » و «وریب » فارسی . وریب . اریب . این لفظ عربی نیست و گویا فارسی زبانان از لفظ اریب و وریب فارسی، این صیغه ٔ مفعولی را ساخته اند. (از یادداشت مؤلف ). کج و معوج و دارای اریب . (ناظم الاطباء). خط و راه کج . این معنی از اریب فارسی گرفته شده است . (فرهنگ نظام ). - حجاب مورب ؛ حجاب حاجب، و آن پرده ای باشد میان دل و معده . (یادداشت مؤلف ). - خط مورب ؛ خط کج و مایل . (از ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
کژ، کج، خمیده، اوریب، اریبانه، اریب