مورد استفاده
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
درحال استفاده شدن، مشغول، اشغال کاری، کاربردی، متعارف، عمومی، عام استفادهشده، مصرفشده، مستعمل، نخنما، کهنه، قدیمی، دستدوم، کارکرده، فرسوده، نیمدار مرسوم مورد بهرهبرداری، استفادهشونده
واژگان فارسی سره واژهدان
بهکاررفته