مورچانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مورچانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) موریانه . زنگار آهن و فولاد. (ناظم الاطباء). موریانه است و آن زنگاری باشد که در آهن و فولاد به هم می رسد. (برهان ). زنگاری که در ذات آهن دررود و به صیقل دور و کم نشود. از مور به معنی معروف و چانه حرف نسبت، مفید معنی تشبیه به معنی زنگ آهن . (از غیاث ) (از آنندراج ). و رجوع به موریانه و مورانه شود.
مورچانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ)مور. در بعضی لهجه ها مورچه . (یادداشت مؤلف ). مورچه (در تداول مردم قزوین ). رجوع به مور و مورچه شود.