مورچگان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مورچگان . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مرکب ) ج ِ مورچه . مورچه ها. مورهای خرد و ریز : مورچگان را چو بود اتفاق شیر ژیان را بدرانند پوست . سعدی . جَفْل ؛ مورچگان سیاه . (منتهی الارب ). دیلم ؛ جماعت مورچگان . (منتهی الارب ). و رجوع به مورچه شود.
مورچگان . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گندمان بخش بروجن شهرستان شهرکرد واقع در ٢٢ هزارگزی باختر بروجن با ٤٦٧ تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).