موس موس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) (عا.) تملق، چاپلوسی.مترادفها و واژههای مرتبطمجیزگویی، تملق، خوشباشخوشخدمتی، خوشرقصیواژه قبلی: موسواژه بعدی: موساد