واژه جو

موسقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

موسقی . [ س ِ ] (معرب، اِ) علم سرود و آواز و علم الحان . (ناظم الاطباء). موسیقی . (از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موسیقی شود. - ارباب علم موسقی ؛ دانایان علم سرود. (ناظم الاطباء).

معنی موسقی | واژه جو