واژه جو

موش گوشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

موش گوشت . (اِ مرکب ) عضله . ماهیچه . یربوع متن . (یادداشت مؤلف ):یرابیعالمتن، موش گوشتها. (صراح اللغة)، موش گوشتهای پشت . (منتهی الارب ). و رجوع به عضله و ماهیچه شود.

معنی موش گوشت | واژه جو