موص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موص . [ م َ ] (ع اِ) کاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کاه و تبن . (ناظم الاطباء).
موص . [ م َ ](ع مص ) نرم نرم شستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ شستن چیزی به نرمی و آسانی . (ناظم الاطباء). ◄ به دست مالیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مالیدن چیزی به دست . (ناظم الاطباء). ◄ درست کردن دانه ٔ حنظل به شستن و سه روز شستن آن را.(ناظم الاطباء). به شستن درست کردن حنظل و گویند که عرب آن را سه بار می شوید. (منتهی الارب ) (آنندراج ).