موضح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موضح . [ ض ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ایضاح . پیداکننده و آشکار نماینده و واضح کننده . (ناظم الاطباء). پیدا و آشکارکننده . (آنندراج ) : و صلوات ... نثار روضه ٔ... افضل رسل و موضح سبل . (تجارب السلف ). و رجوع به مُوَضِّح شود. ◄ مردی که دارای فرزند خوبروی گردد. (ناظم الاطباء). مردی که فرزند سپید شود او را. (آنندراج ).
موضح . [ م ُوَض ْ ض ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از توضیح . پیداکننده و آشکارنماینده . (ناظم الاطباء). و رجوع به موضِح شود.