موفق نشدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
عاجز شدن، رد شدن، ازآخر اول بودن (شدن)، افتادن، بهنتیجه نرسیدن بد آوردن، گاف کردن نقش برآب زدن، کار بیهوده کردن، وقت تلف کردن، غرق شدن، دلسرد / مایوس شدن سقط کردن، بچه انداختن نرسیدن، کم آوردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
عاجز شدن، رد شدن، ازآخر اول بودن (شدن)، افتادن، بهنتیجه نرسیدن بد آوردن، گاف کردن نقش برآب زدن، کار بیهوده کردن، وقت تلف کردن، غرق شدن، دلسرد / مایوس شدن سقط کردن، بچه انداختن نرسیدن، کم آوردن