موقوف شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موقوف شدن . [ م َ / مُو ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ترک شدن و برطرف گشتن . (ناظم الاطباء). ◄ بسته شدن . مشروط گشتن . وابسته شدن . متعلق گشتن . ◄ بازداشته شدن . بازداشت شدن .توقیف گردیدن : تا مرد را بیفکندند و به غزنین آوردند موقوف شد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ١٣٨).
مترادف و متضاد واژهدان
متوقف شدن، تعطیل شدن ممنوع شدن ترک شدن