موقوف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- بازداشته شده. ۲- ملکی که در راه خدا وقف شده. ۳- تعطیل شده. ۴- معلق.مترادفها و واژههای مرتبطمشروط، مقید، منوط، موکول، وابستهبازداشته، گرفتار، زندانیتعطیلشده، متوقفشدهواژه قبلی: موقوصواژه بعدی: موقوفات