موقوف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانوانهاده، واداشته، بسته شده، بسته، بازمانده، بازداشته شده، بازداشتهمترادفها و واژههای مرتبطمشروط، مقید، منوط، موکول، وابستهبازداشته، گرفتار، زندانیتعطیلشده، متوقفشدهواژه قبلی: موقعیتواژه بعدی: موقوف کردن