موله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مولة. [ م َ ل َ ] (ع اِ) تارتنه . عنکبوت . کارتنه . تننده . ج، مول . (منتهی الارب ). رجوع به مدخل قبل شود.
مولة. [ ل َ ] (ع اِ) واحد مول . یک عنکبوت . (ناظم الاطباء). تننده . ج، مول . (منتهی الارب، ماده ٔ م ول ).
موله . [ ل َه ْ ] (ع ص ) به سوی دشت رهاکرده : ماء موله ؛ آب روان کرده به سوی دشت . (از منتهی الارب، ماده ٔ ول هَ). آب رهاکرده و روان شده به سوی دشت . مُوَلَّه ْ. (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) عنکبوت . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).