مولویت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مولویت . [ م َ / مُو ل َ وی ی َ ] (از ع، اِمص ) مولایی . آقایی . سیادت . (یادداشت مؤلف ) : تا خفض جناح تو شود و نتن مولویت و رعونت از تو بیرون رود. (مزارات کرمان ص ٣). و رجوع به مولا و مولی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مولویت . [ م َ / مُو ل َ وی ی َ ] (از ع، اِمص ) مولایی . آقایی . سیادت . (یادداشت مؤلف ) : تا خفض جناح تو شود و نتن مولویت و رعونت از تو بیرون رود. (مزارات کرمان ص ٣). و رجوع به مولا و مولی شود.