واژه جو

مومیایی بخشیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مومیایی بخشیدن . [ ب َ دَ ] (مص مرکب ) مومیایی دادن . مومیا به کسی دادن . ◄ چاره سازی کردن . شفا بخشیدن . مرهم نهادن : شب آمد روشنایی هم نبخشید شکست و مومیایی هم نبخشید. نظامی . و رجوع به مومیایی بخش و مومیایی دادن شود.

معنی مومیایی بخشیدن | واژه جو