مونس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نِ) [ ع. ] (اِفا.) انس گرفته، همدم.مترادفها و واژههای مرتبطآشنا، انیس، جلیس، دمخور، دمساز، مصاحب، مقترن، همدم، همراز، همنشین، یارواژه قبلی: موندواژه بعدی: مونه