موهن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
موهن . [ هَِ ] (ع ص ) کسی و یا چیزی که سست و ضعیف و ناتوان می کند. (ناظم الاطباء). سست کننده . (از منتهی الارب ) : ذلکم و أن ّاﷲ موهن کید الکافرین . (قرآن ١٨/٨)؛ این است شما رابه درستی که خدا سست کننده ٔ مکر کافران است . (تفسیر ابوالفتوح رازی ج ٥ ص ٦٠). ◄ اهانت آور. مایه ٔ اهانت . توهین آور: عبارات موهن . (یادداشت مؤلف ).
موهن . [ م َ هَِ ] (ع اِ) مقدار نیم شب . ◄ پاره ٔ دراز از شب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پاره ای از شب . (مهذب الاسماء).