موهوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) گمان شده، وهم شده.مترادفها و واژههای مرتبطمجعول، تصوری، جعلی، خرافه، خیالی، ساختگیوهمی، وهمآلودافسانهای، اساطیریواژه قبلی: موهوبواژه بعدی: موچل