مویل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مویل . [ م ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مشگین باختری بخش مرکزی شهرستان مشگین شهر با ٣٤٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ مشگین چای و راه آن مالرو است . این ده در ١٢هزارگزی جنوب مشگین شهر واقع است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
مویل . [ م ُ وَ ] (ع اِ) ماه رجب المرجب . (منتهی الارب، ماده ٔ م ول ) (آنندراج ). ماه رجب . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (اِ مصغر) مصغر مال . مال و خواسته ٔ اندک . (ناظم الاطباء). مصغر مال به معنی آنچه در ملک کسی باشد و عوام آن را مُوَیِّل به تشدید گویند. (از آنندراج ).
مویل . [ م ُ وَی ْ ی ِ ] (ع اِ مصغر) صورتی از مُوَیْل در تداول عامه که مصغر مال است و به معنی مال و خواسته ٔ اندک . (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). و رجوع به مُوَیْل شود.