مچاله/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ لِ) (ص.) (عا.) فشرده شده و له شده.مترادفها و واژههای مرتبطدستمالی، فشرده، لهکلاف، کلافه، گلولهرنجیدهخاطر، کنف، مکدرواژه قبلی: مچواژه بعدی: مچاچنگ