مچی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مچی . [ م ُ ] (ص نسبی ) منسوب به مچ . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - ساعت مچی ؛ ساعت که به مچ دست بندند. (یادداشت ایضاً). ◄ (اِ) نوعی شیرینی که از آرد گندم و شکر و روغن دنبه کنند. قسمی نان شیرین و چرب به اندازه ٔ یک مشت . اَگِردَک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به اگردک شود. ◄ اَآطریلال . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به اَآطریلال شود. ◄ در لهجه ٔ چهارمحالیان، ترتیزک آبی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مچی . [ م َ ] (اِ) تخم مرغ که به نشانه، در لانه یا در غیر آنجا گذارند تا مرغ هربار بر روی آن تخم گذارد (مصطلح طالقان قزوین ). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مچر و مچیل شود.