مژده بردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مژده بردن . [ م ُ دَ / دِ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) خبر خوشی برای کسی بردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : رشک دارم بر جنون آنکه پیش از دیگران مژده ٔ مرگم به سرو خوشخرام من برد. میرزامحمد میلی (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مژده بردن . [ م ُ دَ / دِ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) خبر خوشی برای کسی بردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : رشک دارم بر جنون آنکه پیش از دیگران مژده ٔ مرگم به سرو خوشخرام من برد. میرزامحمد میلی (آنندراج ).