مژدگان دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مژدگان دادن . [ م ُ دَ / دِ دَ ] (مص مرکب ) تباشر. (دهار). تبشیر. (تاج المصادر بیهقی ). بشارت دادن . مژده دادن . خبر خوش دادن . ◄ مژدگانی دادن : دل از من رفت اگر یابم نشانش دهم این خسته جان را مژدگانش . (ویس و رامین ).