واژه جو

مکاشرت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مکاشرت . [ م ُ ش َ / ش ِ رَ ] (از ع، مص ) در دو شاهد زیر به معنی دندان نمودن از خشم و آشکار ساختن دشمنی آمده است : ایلک فرصت امکان مجاهرت و مکاشرت نگاهداشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٢٩٢). از تمرد سکان و مکاشرت سگان آن حدود... متأنف شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی، ایضاً ص ٣٢٢). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.

معنی مکاشرت | واژه جو