مکتحل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکتحل . [م ُ ت َ ح ِ ] (ع ص ) آن که چشم او سرمه کشیده باشد. (آنندراج ). آن که در چشمها سرمه کشیده باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) : از ذره های خاک که برخیزد از صبا گردد بیاض دیده ٔ اجرام مکتحل . سیف اسفرنگ . ◄ در شدت و سختی افتنده . (آنندراج ). کسی که در شدت و سختی افتاده باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ زمینی که گیاه برآوردن گرفته باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اکتحال شود.