مکدر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ کَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.) تیره شده، تیره.مترادفها و واژههای مرتبطآزرده، آزردهخاطر، دلتنگ، دلگیر، رنجیده، غمگین، غمین، مچاله، ملولتیره، تار، کدرواژه قبلی: مکحولواژه بعدی: مکدر کردن