مکشوح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکشوح . [ م َ ] (اِخ ) نام یکی از جوانمردان عرب . (ناظم الاطباء). لقب قیس بن هبیرةبن هلال است . رجوع به همین ماده شود.
مکشوح . [م َ ] (ع ص ) مرد داغ کرده در تهیگاه . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ مبتلا به بیماری کَشَح . (از اقرب الموارد).