مکلس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ کَ لَّ) [ ع. ]<BR>۱- (اِمف.) آهکی شده.<BR>۲- (ص.) آهک دار، آهکی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ کَ لَّ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) آهکی شده. ۲- (ص.) آهک دار، آهکی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکلس . [ م ُ ک َل ْ ل َ ] (ع ص ) مأخوذ ازتازی، هر چیزی که به واسطه ٔ حرارت شدید مانند آهک شده باشد. (ناظم الاطباء). تکلیس شده . آهکی شده . آهکی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به تکلیس شود.
مکلس . [ م ُ ک َل ْ ل ِ ] (ع ص ) آنکه تکلیس کند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به تکلیس شود.