مکینة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکینة. [ م َ ن َ ] (ع اِمص ) نرمی و آهستگی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مکینه . [ م َ ن َ / ن ِ ](اِ مرکب ) آلت مکیدن . فرهنگستان ایران این کلمه را معادل محجمه پذیرفته است .و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران ص ١٦٢ شود.
مکینه . [ م َ ن َ ] (معرب، اِ) ماشین . ماکینه . رجوع به ماشین شود.